انصاف خواهی از برادران، از انصافْ به دور است . [امام صادق علیه السلام]

از: سید محمد :: 19/2/1387 :: 9:6 صبح


میدان به احترام خـــــــــــــــــــــــــــبر داااار
میدان دروووود...
درووود سردار ...
گروه مسلح رو به پرچم ، موزیک شروع کن...
پاسداران ای وارثان بدر و حُنـین
پاسداران ای رهروان راه حسین


پاسداران ای حافظان مرز و بـلاد
پاسداران ای یاوران پیر خمــــین...
به پایداری نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تکبیــــــــــــــــــــــــــــــــــــر :
الله اکبر الله اکبر الله اکبر .... جانم فدای رهبر...


><><><><><><><><><><><><><><><><><><><


سلام بر اهل سلام :


حالتون چطوره یا نه ؟ خوب بودین بهتر شدین ؟ پارسال دوست امسال چطوره ؟ همین اول کاری برا همتون یه ادای احترام میکنم که صدای جفت شدن پوتینم راس ساعت 07:18 صبح روز پنجشنبه 19/02/1387 همه ی شما عزیزان رو از خواب بیدار کنه ، تا بدین وسیله اعلام کنم ، من اومدم مرخصی... انگار همین دیروز بود که من داشتم آماده می شدم تا برم یزد ، اما الان وقتی دقت میکنم می بینم 20 روز به اون تاریخ اضافه شده ؛ خیلی زودتر از اون چیزی که فکرش رو بکنید این ایام برام سپری شد و به قول معروف یه جورایی خیلی بهم خوش گذشته... تو راه که داشتم میدوم گفتم بهترین چیز اینه که بیام و وبلاگم رو به روز کنم ؛ " آرام دل " عزیز که به بنده افتخار نداد تو این مدت وبلاگم رو به قلمش منور کنه ، اما انشاالله در فرصت های بعد سرش یکم خلوت میشه و بهم قول داده که در نبودم وبلاگم رو به روز کنه...
از چی بگم؟؟؟ از ورودم به پادگان ( شما بخونید هتل :D) خنده و شوخی ما شروع شد تا اون لحظه ی آخر که داشتم میدوم مرخصی ، یه محیط کاملا محترمانه ؛ به طوری که همه رو به اسم آقای مهندس صدا می کنند ، یه عده پاسدار با شخصیت و محترم فرماندهی ما رو به عهده گرفتند که تا الان کوچکترین بی احترامی و تنبیه رو از این عزیزان ندیدم ، انشاالله که پادگانهای سراسر کشورمون به حضور این عزیزان سبز پوش ِ متدیّن مزین بشه تا بدین وسیله به برکت حضور این افراد ، پادگانهامون از برخی فرهنگ ها و رفتارهای ناشایست پاک و منزه بشه...
در راس همه ی این عزیزان فرماندهی محترم پادگان حضور داره که جانباز 70 درصد جنگ تحمیلی هستند و با اخلاق و منش مهربونشون خنده رو به لبهای سربازهاش میاره ، اما دو سه روز پیش یه خبر همه ی سربازهای پادگان خاتمی رو ناراحت کرد و اون حادثه ی تصادف اتومبیل فرماندهی پادگان و جمعی از مسئولین عقیدتی پادگان بود که منجر به قطع نخاع شدن راننده ی اتومبیل که یک جوون زیبا و خوش هیکل بود شد ؛ خود فرمانده که از ناحیه ی لنگ دچار شکستی شدند و به احتمال زیاد تا پایان دوره دیگه در کنار ما نخواهند بود. انشاالله که خداوند متعال به لطف و رحمتش ، سلامتی همه ی این عزیزان رو بهشون عنایت خواهد کرد.
بنده در همون اوایل کار در دفتر گروهان مشغول به کار شدم و یه جورایی خودم رو میز نشین کردم
، بعد از یه مدتی ارشد نظافت هم شدم ؛ اما چون صبحها از نماز جماعت با شکوه پادگان غافل می شدم ؛ از پست ارشد نظافت استعفاء دادم و در همون سمت دفترداری باقی موندم ؛ اگر روال به همین صورتی که هست پیش بره ، بهم قول افزایش درجه رو دادن و به امید خدا با درجه ستوان سومی وارد یگان خدمتی میشم ؛ ولی اگر ندن با همون درجه ی استواریی باید به خدمتم در ( س.حفا.ه ) ادامه بدم ؛ تو این مدت که الحمدالله نه پست داشتم نه نظافت ؛ چون دیگه من رو از لوح پستی خارج کردند ؛ از نظر آب و هوایی ؛ روزهای بسیار گرمی داره ، بطوری که من الان گوشهام ( گوولاخم :D) به کل سوخته ، از نظر محیط پادگان هم الحمد الله محیط خوبی داریم و از محیط راضی هستم . حرف غذا رو نزنید که واقعا" شرمنده میشم ؛ چون شب اول فرماندهی تیپ منو کنار کشید و گفت ، پسرم از غذا راضی بودی ؟ گفتم خدارو شکر خوب بود ، اما مثل اینکه برا بعضی ها خیلی کمه ؛ به محض شنیدن این خبر ، جیره ی غذایی پادگان از فردا دو برابر شد ،بطوری که همه ی ما از نظر وعده ی غذایی به رضایت کامل رسیدیم.هیچ وقت فکر نمی کردم که محیط پادگان خاتمی اینقدر لذت بخش باشه ...
و اما داش حمید... همون روزهای اول گروهان ما رو تغییر دادن و حمید رو به گروهان دیگه بردند ، از نظر جا و مکان ، جای حمید خیلی خوبه و شکر خدا ؛ یه عده بچه ی گل و مشتی مثل خودش ، دورش رو گرفتند و من از این بابت خیالم راحت شده ،بیشتر وقتها به هم سر میزنیم و از احوالات هم با خبر میشیم . دیروز که داشتم میومدم به همه ی بروبچ برسا سلام رسوند و کلی دلش برا تک تک تون تنگ شده ، انشاالله که زود این دوره هم تموم میشه و دوباره روز از نو روزی از...؟؟؟؟ نو


برامون دعا کنید تا آخرین قطره ی خونمون زیر این پرچم استوار بمونیم...


زیر سایه ی رحمت حق
یا علی مدد


19/ اردیبهشت/ 1387


نظرات شما()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ

خانه |شناسنامه|ایمیل
وبلاگ من
: موضوعات
مجنون صفت
مدیر وبلاگ : سید محمد[31]
نویسندگان وبلاگ :
آرام دل
آرام دل[7]

إِنَّآ أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ - فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ - إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ
مجنون صفت





























عــــشقـــــولـــــک
شب و تنهایی عشق
لیله القدر
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
پوست کلف
کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد !
بشنو از نی
علم بی نهایت ، هنر،‏ دین ...
عشق یعنی حسین (ع)
تکنولوژی کامپیوتر
آغاز راه
گــــل یا پوچ؟!
صدای نسل نو
گل سرخ
بیا با هم تا به دریا برسیم
حقیقت بهائیت
خلوت تنهایی
نم نم بارون...
گل نرگس ... مهدی فاطمه
گـــ ســ ل
جواب سوالات,تبیان,آفتاب,..
دست نوشته های تنها
خلیفه ی دوم
همرنگ آب
حاصل اوقات
شوق پرواز
طالب یار
یا حنان
کبوتر خوشبختی
زیباترین شکیب
خط مقدم
امید منتظر
بهارستان
پرنیان مهر
وبلاگ شخصی محمد جواد ایزدپناه
perg0la
باران مسیحا
چهل منزل تا اربعین
تا.....شقایق
بابٌ المفتوح ...
درباره‏ی همه چیز از همه جا
دختری به نام نیکادل
ساز باران
عشق الهی
همه چیز درباره راجر فدرر و تنیس
دسته گل
مرجان آسمانی
شعر...عشق...رزم...
ضریح
دختر ماه
اِندِ هنر
بهترین وبلاگ دنیا
دل نوشته های دو سر به دار
هدایت
جونور شناسی
کریمه اهل بیت
نگین
نسیمی از بهشت
لاله معروف
sorahi
عشق و زندگی
پشت کنکوری
در کوچه سار شب
یــــاهـو
بایگانی [29]

نام:

ایمیل: